راز زندگی
قالب وبلاگ

نمیدونم از کجا شروع کنم .

از تیر ماه کارم رو به شکل غیر منتظره ای ترک کردم. حتی خودم هم باورمنمیشد که همچین تصمیمی گرفتم . دوران سختی بود هم در زندگی شخصیم و هم برای خانوادم.

قرار داد خونمون تموم شده بود و ما به شدت دونبال خونه بودیم برای من سخت بود کهه بخوام هر جایی زندگی کنم و بههمین علت درگیری های سختی با همسرم داشتم البته اون بنده خدا هم حق داشت باید به درآمد مون هم توجه میکردیم. خلاصه یک روز نبود که مابا هم درگیر نباشیم بالاخره به هر زحمتی بود دوباره قرار داد همین خونه رو تمدید کردیم.

بعد ازاون بحران روحی من شروع شد و کارم شده بود شب و روز گریه کردن تا اینکه با مشقت تمام بعد از گذشت زمان بهتر شدم البته دکتر هم تاثیر زیادی در بهبود من داشت.

بعد از اون دچار درد های شدید جسمی شدم که اون هارو هم یکی یکی پیگیری و حل کردم .

این  اواخر هم که همسرم کارشو از دست داد و من رو بیش از پیش به اون مثل معروف که میگه سپلشت آید و زن زاید و ......... معتقد کرد.

البته بنده بیکار ننشستم و دائی جانم را ترقیب کردم تا به همراه همسرم یک شرکت بزنند . همین طور هم شد اما تا شد ببخشید بی ادب میشم ولی پدر من دراومد .

در حال حاضر بعد از گذشت یک ماه اوضا کارشون داره بهتر میشه.

من هم دارم یک دوره شناخت سنگ های قیمتی رومیگذرونم و بعد از اون میخوام دوره طراحی رو بگذرونم .

کلا" روند کاریمو عوض کردم نمیدونم نتیجه چی میشه امیدوارم که تصمیم درستی گرفته باشم.

و در پایان باید بگم که خیلی دوستون دارم .اصلا" فکرنمیکردم بعد از این همه مدت دوری همچنان به یادم باشین ممنونم .

[ جمعه ۳٠ دی ،۱۳٩٠ ] [ ٩:۱۳ ‎ب.ظ ] [ آتنا ] [ نظرات () ]

من اومدم . اول از همه معذرت خواهی میکنم که بدون اطلاع رفتم و دوستای عزیزمو  ناراحت کردم.

میام و در مورد این مدت مینویسم.

 

 

[ شنبه ۱٦ مهر ،۱۳٩٠ ] [ ٩:٠۸ ‎ب.ظ ] [ آتنا ] [ نظرات () ]
          

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
آخرين مطالب
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
پيوندهای روزانه
موضوعات وب
 
آرشيو مطالب
امکانات وب